صفحه نخست / جامعه / کلماتی که به ازدواج من خاتمه داد/ این جملات را در زندگی زناشویی نگویید
کلماتی که به ازدواج من خاتمه داد/ این جملات را در زندگی زناشویی نگویید

کلماتی که به ازدواج من خاتمه داد/ این جملات را در زندگی زناشویی نگویید

 کلماتی که به ازدواج من خاتمه داد/ این جملات را در زندگی زناشویی نگویید

ازدواج یک شبه پایان نمی پذیرد، اما گاهی اوقات با نگاه به گذشته می توان به لحظاتی اشاره کرد که اوضاع را خراب تر می کنند. معمولا در این لحظات جملاتی ردو بدل می شود که نباید گفته شوند. در ادامه خواهیم دید بین زنان و مردان مطلقه و همسران سابقشان چه کلماتی رد و بدل شده است که نشانگر پایان زندگی زناشویی آنها بوده است.

 

  1. “مشتری جدیدی دارم که فقط شبها می توانم با او قرار ملاقات داشته باشم”

مارسی.م : یک روز شوهر من پس از ۱۲ سال ازدواج و شغلی که هیچگاه به کار شبانه نیازمند نبود، خبر داد که ممکن است چند شب در طول هفته بیرون باشد تا به مشتری جدیدش خدمت رسانی کند، خدمت او در یک اتاق در یک هتل چهارفصل بود.

 

  1. ” اگر مرا رها کنی، دیگر کسی نیست که تو را بخواهد یا دوست داشته باشد “

ادن.س. : اگر بخواهم به زمانی اشاره کنم که زندگی مشترک من و همسرم نابود شد، آن زمانی است که ما دعوا داشتیم و من درخواست طلاق دادم. فکر می کردم در این لحظه همسرم بگوید “مرا ترک نکن، چون تو را دوست دارم” اما او گفت ” اگر مرا ترک کنی، دیگر کسی نیست که تو را بخواهد یا دوست داشته باشد “. این فکر که او ارزشی برای من قائل نیست، مرا به شدت اذیت می کرد؛ او فکر می کرد که من هیچ ویژگی خاصی ندارم تا آدم با ارزشی باشم. شوهر سابقم برخورد توهین آمیزی داشت. درکنار تمام مسائلی که در زندگی ما در حال رخ دادن بود، همان لحظه، همه چیز را برای من عوض کرد. دیگر هیچ وقت مانند سابق به او نگاه نکردم.

 

  1. “از تو متنفرم”

بیل ف.: همسر سابق من همواره دعوای لفظی را به اوج خود می رساند، اما یک روز در حین دعوا پیرامون موضوعی که به خاطر ندارم، فریاد زد: “از تو متنفرم!” آن موقع بود که فهمیدم این حرف را از ته دل می گوید. بعد از گفتن این سه کلمه، دیگر هیچ راه بازگشتی برای من وجود نداشت.

 

  1. “چطور فهمیدی؟”

کیسی ف. در این لحظه ای بود که فهمیدم نادیده گرفتن خیانت همسرم دیگر ممکن نیست. این مورد ششم یا هفتم بود و پس از آن دیگر هیچ احساسی باقی نماند. او این بار به جای انکار مسئله، از من خواست که به او بگویم چگونه متوجه آن شدم و او در کجای مخفی کاری خود اشتباه کرده است.

 

  1. “من طلاق می خواهم. از تنها بودن واقعا خسته شده ام”

استیسی ف.: من این کلمات را یک هفته، قبل از آخرین تعطیلاتی که داشتیم، برای شوهرم فرستادم. در کنار عدم حس خوشبختی در زندگی زناشویی ام، که عمده دلیل آن زندگی کاری و فاصله ی مکانی و جدایی ما بود، روی هم رفته من برای چیزی که قرار بود در آخر آن ماه اتفاق بیفتد، آماده نبودم. با انجام این کار من به صورت ناخوداگاه، بهانه طلاق را به همسرم داده بودم و او در همان ماه آن را عملی کرد. اگرچه من اعتقاد دارم که تنها بودن، بهتر از این است که انسان در قفس یک ازدواج بد بیفتد، اما زندگی پس از طلاق مشکلات خودش را دارد و مسیر خوشبختی دور و دراز خواهد بود. نسبت به آنچه درخواست می کنید دقت به خرج دهید زیرا عواقب آن زودتر از آن چیزی که فکرش را بکنید دامنتان را خواهد گرفت.

 

  1. “من دارم میروم”

لی جی. : مدت کوتاهی از فوت پدرم نگذشته بود که مادرم به کما رفت … وای که چه کریسمس بدی بود! شوهر من که ۲۳ سال با او زندگی می کردم، در اطاق نشیمن رو به من کرد و فورا گفت “من دارم میروم”. چنان تعجب کرده بودم که در جواب جمله ی او گفتم : “اوه! خوبه! میری فروشگاه؟ چون چند تا چنگک دیگه برای تزئینات نیاز داریم” بعد از آن کلماتی گفت که منظورش را علنا رساند : “نه، من دارم تو را ترک می کنم. نمی خواهم که همسر تو باشم. نه الان، نه هیچ وقت، حتی ذره ای هم تمایل به ماندن ندارم” (باشه، فهمیدم، اما چنگکو چیکار کنیم؟).

 

  1. “من از هشت سالگی به فرد دیکری علاقه مند بوده ام. هیچ وقت به تو جذب نشدم”

جولیت.ت: همسر سابقم به طور صریح این کلمات را نگفت، اما زمانی که شواهدی پیرامون  این موضوع پیدا کردم، جملات بالا را تصدیق کرد.

 

  1. “دیگری نمی توانم اینطور زندگی کنم”

لیندزی ل: این جمله من را گفتم. در تله ای گرفتار شده بودم، از یک طرف به من خیانت شده بود، از طرف دیگر، با انکار همسرم مواجه می شدم و با من طوری رفتار می شد که انگار دیوانه ام. من یک فرزند دو ساله و یک نوزاد تازه متولد شده داشتم و شروع مجدد این رابطه، ترسناک و تقریبا غیر ممکن به نظر می رسید، اما به این واقعیت رسیدم که هیچ چیز به بدی ادامه این رابطه نیست.

 

  1. “من با یک بازنده ازدواج کردم”

مت.س : من از همسرم درخواست کردم که بگوید در این هشت سالی که از ازدواجمان می گذرد، چه کار اشتباهی انجام داده است و او در پاسخ من گفت: “من با بازنده ای چون تو ازدواج کردم و بچه های تو را تحمل کردم” در آن لحظه فهمیدم هیچ چیزی نمی تواند ازدواج ما را نجات دهد.

 

  1. “من تو را دوست ندارم”

امی ج. : پس از بازگشت از سر کار، در حال دویدن روی تردمیل بودم که فکری به سرم زد و درون ذهنم فریاد کشید: “تو او را دوست نداری”. آنقدر بهم ریختم که مجبور شدم تردمیل را متوقف کنم. آن شب وقتی به خانه بازگشتم، به او گفتم که او را دوست نداشتم، قرار بود او را دوست داشته باشم اما نشد. زیرا در این لحظه بود که دیگر نمی توانستم با این دروغ به زندگی خود ادامه دهم.

اختصاصی سایت روز خوش / ترجمه تحریریه سایت روز خوش

*انتشار مطالب اختصاصی سایت روز خوش در رسانه های دیگر، فقط با قراردادن “هایپرلینک منبع” در بازنشر مجاز است.

 

در همین رابطه

همه سالاد ها برای سلامت بدن مفیدن؟/شناسایی بهترین و بدترین چاشنی های سالاد

همه سالاد ها برای سلامت بدن مفیدن؟/شناسایی بهترین و بدترین چاشنی های سالاد

همه سالاد ها برای سلامت بدن مفیدن؟/شناسایی بهترین و بدترین چاشنی های سالاد   پاسخ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *